قهرمان ميرزا عين السلطنه

817

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

جنگل و زغال شنبه 18 - صبح زودتر سوار شديم . مدتها نزديك جاده زير درختهاى جنگل ايستاديم . اين كوهها جنگل دارد . هنوز جنگل تمام نشده اما تمام درختهاى كهن آنها را زغال كرده‌اند و شاه خيلى از اين فقره بدشان مىآيد و هرچه مىگويند چون به يك نفر محول نمىفرمايند و مستحفظ صحيحى ندارد كسى گوش نمىدهد و هر ساله مبلغى زغال مىفروشند . ظهر شاه بيدار شد . دو سه تير جهت فاخته انداخته همان‌جا ناهار افتادند . جاى كثيفى بود . پائين دره بود . آب هم مىگذشت . به زحمت آنجا رفتم . جاى خوبى بود ، ناهار خورده خربوزهء خوبى هم خريده بودند بسيار شيرين بود . شاه زودتر سوار شده از عقب رفتيم . هوا گرم و خيلى سخت گذشت . در درهء زانوس شاه به عصرانه پياده شدند . ما منزل رفتيم . دهات ميخساز هم خانه‌هاى قشلاقى دارد . از دور خيلى قشنگ و نزديك آنها بسيار كثيف است . چادرها را بلندى جاى خوبى زده‌اند . چشمهء آب خنكى پائين چادرها بود . آب خوبى خورديم . چادر فخر الملك نزديك است . صدراعظم صبح جلو مىرفت . اظهار كسالت مىكرد . معلوم مىشود صلح واقع نشده . شب هوا خوب بود . اخبار از طهران يكشنبه 19 - اعليحضرت سوار نشدند . هوا گرم بود . گاهى نسيم مىوزيد و خوب بود . امجد الدوله آمد . بعد از ناهار با آقاى عماد السلطنه حمام رفتيم . دهات ميخساز به هم وصل است . حمام ده گيركلا رفتيم . خيلى كثيف بود و حال آن‌كه از اردو خيلى دور است . بعد از حمام سرچشمهء قشنگى رفتيم . آب سرد خوبى داشت . قدرى لوبياى تازه خريده براى خوراك شب برديم . عصر قاصد كردستانى از شهر براى فخر الملك و ما كاغذ آورد . عصر جمعه 17 از شهر حركت كرده و امروز اينجا رسيده است . خيلى خوب آمده و حقيقت تمجيد داشت . جوان خوبى هم بود . تازه براى فخر الملك اين شاطر را گرفته‌اند . نواب عليه شمران ، تولوى خان كشمرز و قزوين رفته . امين الملك اصرار در كندن قنات شمران نموده . مدتى است سيد كاظم صراف همسايه شده و قنات بيمعنى مىخواهد حفر كند . از گلين خانم و ديگران هيچ كاغذ نداشتم . معتضد السلطنه مغرب آمد . دماغى داشت ، معلوم شد ديشب دويست تومان برده . ساعت كه از گرو بيرون آمده بود و ديده شد . شب شام را اجماعا خورديم . زانوس دوشنبه 20 صفر المظفر - صبح شاه سوار شده به درهء زانوس تشريف بردند . من حمام رفتم . اين دفعه پائين‌تر به ده « پىده » رفتم . حمام كوچك خلوتى بود . دهات مازندران ممكن نيست حمام نداشته باشند و لو كانه ده خانوار باشد . حضرت و الا چادر صدراعظم جهت تعديات امين الملك و احكام بيمعنى او رفتند . حكم نسخى به خط